ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

باورم نمیشه

1391/2/13 0:42
نویسنده : ندا
267 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم باورم نمیشه، این جمعه درست روز عروسیه دایی حسن و زندایی صبا، نه ماهه میشی، پیشاپیش نه ماهگیت و تبریک می گم...

از این روزهات بگم که حسابی شیرین شدی و شیرین کاری در میاری، همچنان سینه خیز رفتن و ترجیح میدی، حسابی گرمایی هستی، سریع عرق می کنی، موقع خواب دوست داری پاهاتو بیرون بیاری، با صدای پ، خ، ج، چ خیلی بامزه می خندی... از نظر هیجانات به من رفتی و از نظر تمرکز و قدرت کنترل در نگاه، به بابا... با خاله مریم نوبتی داد می زنید، این روش ارتباطت با خاله ست... وقتی تاتی تاتیت میدیم خیلی خوشحالی می کنی، جیغ میزنی... گاهی اونقدر به وجد میای که دهنتو تا انتها باز می کنی و زبون کوچیکتو هم می تونیم ببینیم... دوست داری به همه جا سرک بکشی... حسابی ددری شدی، وقتی یه روز بیرون نریم مجبور میشم ببرمت کنار پنجره یا تو راه پله ها که از خودت صدا در بیاری تخلیه بشی... جدیدا تو گریه هات ماما میگی، البته ما ما با فاصله... روز سوم فرودین بود که سه بار بابا گفتی... بغلت که می کنیم پاهاتو مثل اردکها تکون تکون میدی و دس دسی می کنی...انگار فعلا از دندون هم خبری نیست البته همه می گن هر چی دیرتر در بیاد بهتره... رابطه خوبی با زرده تخم مرغ، ماست نداری... از دست مامان جون خیلی بهتر غذا میخوری...

می دونی چیه؟ کلا عزیزمی...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (12)

سمانه مامان پارسا جون
13 اردیبهشت 91 1:10
پیشاپیش تبریک عروسی و 9 ماهگی گل پسرمون


ممنونم عزیزم
بهجت
13 اردیبهشت 91 4:58
منو بگو چه خوش موقع دارم میام.همه ی شیرین کاریاش رو می بینم جیگر طلا رو
نه ماهگی گل پسر مون و ازدواج دایی جون پیشاپیش مبارک


امیدوارم دیدارها تازه بشه
سلامت باشی
مامانی
13 اردیبهشت 91 7:51
سلام مامانیییییییییییی
به منم سر بزن مامان جدیدم


سلام، چشم حتما
نسیم-مامان آرتین
13 اردیبهشت 91 10:06
ای جونم


فدای تو
مامان نگین
13 اردیبهشت 91 13:16
مامان ندا جون پیشاپیش عروسی دایی جون آقا ابوالفضلو تبریک میگیم و همچنین تولدشو. ایشااله عکسای عروسی پسری


سلام عزیزم، ممنونم، ایشاالله روز دامادیه طاها جون
مامان اهورا پسر
13 اردیبهشت 91 17:17
هزار ماشالا
خیلی جیگره
عزیزم


ممنونم
مریم مامان عسل
13 اردیبهشت 91 18:30
هورااااااااااااااااااااا
9 ماهگیت و شیرینکاریات مبارک!
عروسی دایی جون پیشاپیش مبارک!


ممنونم مامان عسلی
مریم خاله
14 اردیبهشت 91 12:49
پــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویــــــــــــــــــــــــــژ
خاله نمی دونی که جقدر با این واژها به وجد میای
دیگه داری واقعا ماشالله بزرگ می شی
خوشحالم که یه راه ارتباطی ای باهات برقرار می کنم...
انشالله یه روز در همین نزدیکی ها بگی مامان و بابا

خب دیگه غذا به قول گفتنی از دست مامان بزرگ ها بیشتر می چسبه
همه دوستت داریم
جاااااااااااااااانمی


خونه ی مامان جون و دوست دارم چون مامان جون و خاله مریم هستن
مامان آریام
15 اردیبهشت 91 1:07
مامانی اگر دفترچه خاطرات آریام رو بدم بخونی، خودت تعجب میکنی از اینکه این دو تا موش موشک اینقدر شبیه هم هستند ابوالفضل جون خیلی دوست دارم و میدونم که چقدر خوشمزه هستی


ای جانم، من که آریام و خیلی دوست دارم
مامان آریام
15 اردیبهشت 91 1:11
مامانی واسه زرده اینم امتحان کن چون آریام هم با این کا زرده خورد. وقتی خوب زرده پخت با کمی کره نرمش کن و یه قاشق چایخوری شکر اضافه کن و حسابی با چنگال نرمش کم. بعد یه کم آب جوشیده ولرم اضافه کن جوری که غلظتش مثل ماست بشه. آریام این ترکیب رو خورد و خیلی خوشش اومد. امیدوارم ابوالفضل هم دوست داشته باشه و بخوره


ممنونم از راهنماییت
امتحان می کنم
مامان یگانه زهرا
16 اردیبهشت 91 15:15
مبارک باشه گلم


سلامت باشی
منا خاله
3 خرداد 91 18:33
خاله قربونت بره عاشق اون حرف زدنات و دس دسی کردنات هستم خصوصا وقتی که همراش دهنت رو باز میکنی و خودت رو لوس می کنی و دوست داری جلب توجه کنی... جیگرتوووووووووووووووو


مرسی خاله ای قربونت برم من